ورود رايگان مردم به موزه ها در روز 14 مي 2016 در لهستان

بيش از 250 موزه ملي و گالري در روز 14 مي دربهاي خودرا به روي مشتاقان باز مي كنند .

علاوه بر موزه ها در پايتخت در بيشتر  شهرستانها همانند موزه ملی، موزه ورشو، قلعه سلطنتی و موزه تاریخ از یهودیان لهستانی، موزه اسلامي ،موزه هاي دانشگاه و كاخ رياست جمهوري در اين روز مردم را پذيرا هستند.

سال گذشته حدود 300000 نفر از موزه ها بازديد نمودند.

Photo: Facebook.com/Noc Muzeów

گردهمايي گيتاريستهاي لهستاني و اروپايي براي ركورد گينس

هزاران تن از گيتاريستهاي لهستاني و اروپايي كه فقط چند آكورد ساده A/C/D/G/E را مي دانستند در ميدان شهر ورشو در اول ماه مي 2016جمع شدند و همگي آهنگ " "Hey Joe" را كه توسط Jimi Hendrixساخته شده است را نواختند.اين رويداد بعلت بزرگي يك واقعه ثبت شده در ركورد گيري گينس محسوب مي شود. كه حدود 7344 گيتاريست در آن شركت داشتند.

gitara-rekord-zbiorowe-290x290

news075601gitar podczas

خاطرات يك آمريكايي لهستاني به ايران برگرفته از سايت تابناك

«ایرانی‌ها وقتی یک آمریکایی را می‌بینند، آن‌قدر توجه نشان می‌دهند که با خودت تصور می‌کنی یک سِلِبریتی هستی و این واقعا حس شگفت‌انگیزی است.» به گزارش ایسنا، راب جکسون 29 سال دارد و اهل "منهتن" آمریکا است و روش جالبی را برای ماجراجویی‌هایش برگزیده است. او اصولا عجله‌ای برای دیدن یک کشور ندارد. ترجیح می‌دهد مهمترین شهر یک کشور را انتخاب کند و در سفری سه تا چهار روزه، زیر و بم آن را در بیاورد. گاهی شده یک سفر را برای دیدن یک شهر کافی ندانسته و دوباره برگشته تا باز هم آن شهر را ببیند. "راب" شیفته‌ی جهانگردی و مسافرت است، اما به واسطه‌ی شغلی که دارد، فقط می‌تواند شش هفته در طول سال مرخصی بگیرد. جکسون رباره‌ی شیوه‌ای که برای جهانگردی برگزیده، می‌گوید: خیلی دوست دارم نقاط مختلف جهان را ببینم، اما چون زمان محدودی می‌توانم مرخصی بگیرم، ترجیح می‌دهم سفرهای کوتاه مدتی داشته باشم و فقط یک شهر را ببینم، مثلا ریودوژانیرو در برزیل را سه روزه دیدم. برای دیدن دبی چهار روز وقت گذاشتم و سفری چهار روزه به بانکوک داشتم. این شیوه سفر کردن با کارم بیشتر هماهنگ است و من از آن بسیار لذت می‌برم. او تا به حال موفق شده 20 کشور را ببیند و درباره‌ی آغاز علاقه‌مندی‌اش به ماجراجویی و جهانگردی، می‌گوید: 11 سالم بود که با مادربزرگم به لهستان رفتم، چون او اصلاتا لهستانی است. از این سفر خیلی خوشم آمد، از آن به بعد شیفته‌ی مسافرت شدم. در 20 سالگی سفری به لندن داشتم، هر سال یکی دو بار به این شهر می‌رفتم و در آنجا تعدادی دوست پیدا کردم. بعد از آن، سفر در اروپا را آغاز کردم و به کشورهای دورتری در آسیای شرقی و آمریکای جنوبی رفتم. دیدن جاهای جدید مهیج‌ترین بخش این ماجراجویی‌ها است. "راب جکسون" قصد دارد مرخصی بعدی‌اش را در کوبا بگذراند، کشوری که سفر کردن به آن برای آمریکایی‌ها دشوار است. او درباره‌ی علت این انتخاب توضیح می‌دهد: از لحاظ قانونی با وجود تعاملات جدید آمریکا و کوبا، هنوز سفر به این کشور برای اتباع آمریکایی کاملا آزاد نشده است، ولی خیلی‌ها به این قانون توجه نمی‌کنند. البته از زمانی که اوباما رییس‌جمهور آمریکا به این کشور سفر کرده و درباره‌ی آزاد شدن تعاملات دو کشور سخن گفته، به گردشگران کمتر سخت گرفته می‌شود. او از انگیزه‌ی سفرش به ایران می‌گوید: ‌ایران برای آمریکایی‌ها همیشه جاذبه داشته و کشور اسرارآمیزی بوده است. فهمیدن این‌که ایران چگونه کشوری است، برای خیلی‌ها جذابیت دارد. متاسفانه اخبار منفی علیه این کشور زیاد است، اما من از آن‌هایی که به ایران آمده بودند، حرف‌های مثبت زیادی شنیدم. کنجکاو بودم و می‌خواستم ایران را بشناسم. این جهانگرد آمریکایی ادامه می‌دهد: اولین ابهام برای این سفر، آن بود که آیا از یک آمریکایی که به تنهایی سفر می‌کند، بازجویی می‌کنند؟ این سوال برای عده زیادی از هموطنانم پیش می‌آید. با وجود این پرسش بزرگ، هنگامی که به فرودگاه امام خمینی وارد شدم، خانمی که پاسپورت‌ها را کنترل می‌کرد، فقط مُهر ورود به ایران را زد و دیگر هیچ سوالی نپرسید. حتی انگشت‌نگاری هم نشدم. البته به اعتقاد او، گرفتن ویزای ایران به نسبت برخی کشورها چندان ساده نبوده است. جکسون می‌گوید: چند هفته‌ای طول کشید تا ویزای ایران را گرفتم، هرچند هیچ مشکلی پیش نیامد. فقط تنها نکته‌ی عجیب ماجرا، درخواست رزومه برای صدور ویزای ایران بود. به عنوان یک گردشگر برایم سوال شده بود که چرا رزومه‌ی شخصی من را می‌خواهند. البته این یک مشکل حاد نیست، فقط به نظر می‌رسد گرفتن ویزای ایران در مقابل کشوری مثل برزیل، جزییات بیشتری دارد. او چهار روز را در تهران سپری کرد و درباره‌ی علت این انتخاب که چرا مثلا اصفهان یا شیراز را که به نسبت شهرهایی تاریخی‌تر هستند، انتخاب نکرده، توضیح می‌دهد: اتفاقا آن‌هایی که از این سفر اطلاع داشتند می‌گفتند چرا اصفهان و یا شیراز نمی‌روی، اما من ترجیح می‌دادم در اولین سفرم به ایران، شهری را انتخاب کنم که ایرانی‌های زیادی از هر قشر و فرهنگی در آن زندگی می‌کنند، برای همین تهران را انتخاب کردم. البته این شهر واقعا پُر سر و صدا است، مثل شهر خودم (نیویورک). این ماجراجوی جوان در سفر کوتاهش به پایتخت ایران، بازار و رشته کوه البرز را جذاب‌ترین نقاط یافته است. "راب جکسون" شانس این را داشته که در سفر چهار روزه‌اش به تهران یکی دو روز هوای پاک را تجربه کند و می‌گوید: شهر به کوه منتهی و به ناگهان در آن گُم می‌شود، دیدن چنین منظره‌ای واقعا شگفت‌انگیز است. او ادامه داد: در این مدت از طریق اینستاگرام با دوستانم در سراسر جهان در ارتباط بودم، عکسی را از این شهر فرستادم که خیلی‌ها حتی تصور نمی‌کردند تهران به این قشنگی باشد. بسیاری از دوستانم ترغیب شدند به ایران بیاند و حتما تهران را ببینند. "راب" برای صحبت کردن درباره‌ی غذای ایرانی اشتیاق زیادی نشان می‌دهد، با آن‌که در سفر چهار روزه‌اش به تهران، با توجه به رژیم غذایی که دارد فرصت امتحان کردن تمام خوراک‌ها را نداشته، اما می‌گوید: همیشه شنیده بودم کباب غذای خاورمیانه است، به هر حال من فرد محتطاطی هستم و در انتخاب غذا ماجراجو نیستم، مخصوصا آن‌که گوشت سفید برایم اولویت دارد، اما به نظرم خوردن کباب ایرانی یک نوع ماجراجویی است، مخصوصا برای آن‌هایی که از آمریکا می‌آیند و این خوراک را متعلق به خاورمیانه می‌دانند. ناهنجاری‌های پایتخت از دیده‌ی "راب جکسون" مانند هر گردشگر دیگری دور نمانده است. او از ترافیک و آلودگی تهران به عنوان یک معضل بزرگ یاد می‌کند و می‌افزید: ترافیک در خیابان‌های این شهر واقعا اسفناک است. میزان آلودگی در تهران بیشتر از آنچه که در خبرها و کتاب‌ها خوانده‌ام،است. وقتی برای دیدن برج آزادی رفته بودم، سوزش چشم و بینی‌ام واقعا آزاردهنده شده بود. رانندگی مردم قابل تأمل است، سر و صدا و شلوغی هم که دیگر هیچ. با این حال تهران بدترین جایی نبوده که تا به حال به آنجا رفته‌ام، شهر لیما در پرو از تهران خیلی جلوتر است. وی سپس به مردمی که در سفرش به تهران با آن‌ها روبه‌رو شده اشاره و بیان می‌کند: آن‌ها حاضر بودند خود را به هر زحمتی بیاندازند تا به یک خارجی کمک کنند، این واقعا جالب است. این جهانگرد می‌گوید: هر کشوری زیبایی خاصی دارد، در هر شهری می‌توان جاذبه‌ی به‌خصوصی را کشف کرد. در ایران این مردم هستند که از تمام جاذبه‌ها گوی سبقت را ربوده‌اند. اگر به ایران نمی‌آمدم، این رتبه را به مصر می‌دادم، اما حالا ایران با اختلاف خیلی زیادی از مصر، در رتبه بالایی قرار دارد. او از لحاظ زیبایی طبیعت، این امتیاز بالا را به شهر ریودوژانیرو در برزیل می‌دهد و در عین حال اظهار می‌کند: هنگام سفر به این شهر باید خیلی دقت کرد، چون سرقت در آن زیاد اتفاق می‌افتد و شهر خطرناکی است. من در آن سفر گاهی تلفن همراهم را نمی‌بردم که با حمله‌ی سارقان مواجه نشوم، اما در هر حال نمی‌توان از زیباییِ آن گذشت. در مقابل ریودوژانیرو، تهران شهر بسیار امنی است. من اینجا کاملا احساس امنیت می‌کردم. جکسون می‌گوید: مادرم فرد خیلی محافظه‌کاری است و تا حالا از آمریکا خارج نشده، پیش از آمدنم به ایران خیلی نگران و ترسیده بود، وقتی از اینجا برای او پیام فرستادم خیلی آرام شد. واقعا امیدوارم روابط دو کشور و مردم ایران و آمریکا خوب شود و روابط سیاسی قابل اعتمادی برقرار شود. وی اضافه می‌کند: درباره‌ی مهمان‌نوازی ایرانی‌ها و به خصوص برخورد آن‌ها با آمریکایی‌ها تا جایی که می‌توانم اطلاع‌رسانی خواهم کرد، به همه آن‌هایی که می‌شناسم خواهم گفت ایران کشور ترسناکی نیست. "راب جکسون" تصویری که از ایران به مردم جهان القاء شده را صرفا تحت تاثیر اخبار منفی رسانه‌ها می‌داند و می‌گوید: آمریکایی‌های زیادی هنوز ماجرای گروگان‌گیری سفارت‌خانه‌شان را در تهران به خاطر دارند. این خبر بد در ذهن خیلی‌ها مانده، ولی من در این سفر متوجه شدم اوضاع در ایران خیلی تغییر کرده است. کاری که می‌توانم بکنم این است، دیگران را ترغیب کنم حتما به ایران سفر کنند.

 

مهاجر لهستاني دزد تابوت چارلي چاپلين (برگرفته از سايت تابناك باتو)

جسد این کمدین در سال ۱۹۷۸ از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن جسد از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد.
 
جسد از گورستان دهکده ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها (دو مهاجر از بلغارستان و لهستان) به همانجا بازگشت.

 ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند. گورکن دهکده که بار اول دزدیده شدن جسد را کشف کرده بود می‌گوید دیگر امکان ندارد که جسدش را در نیمه شب بدزدند. او می‌گوید: "برای این کار احتیاج به یک مته بادی خواهید داشت و سر و صدای زیادی به پا خواهید کرد."

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000487/nf00487194-2.jpg

نمايشگاهي اختصاصي از آثار سرباز وطن و هنرمند فقيد Czapski  در كراكوف لهستان

Czapskiيكي از هنرمندان نسل نو لهستان بود كه با وقوع جنگ جهاني دوم در ارتش ثبت نام نمود.

با وقوع جنگ هيچ آثاري از او بمدت بيست سال به نمايش در نيامد. هنگام وقوع جنگ او توسط ارتش شوروي به اسارت درآمد.او شاهد اعدام 20000 از سربازان و مردم لهستان توسط شوروي در زندان كاتين بود.

از شانسهاي زندگي او و 400 زنداني ديگر انتقال به زندان ديگري بود كه خوشبختانه اعدام نشد.كه از آنها به نام بازماندگان كاتين ياد مي شود.

در سال 1941 به اصرار دولتهاي انگليس و لهستان Czapski از زندان آزاد شد. او در اين هنگام در پاريس شروع به انتشار آثاري از اسرار مگوي زندان كاتين نمود كه به مزاق شوروي آن موقع خوش نمي آمد .او در واقع راوي جنايت جنگي توسط روسيه بود .

حال به مناسبت فداكاري او غرفه اي در نمايشگاهي که در باغ Hutten-Czapski کاخ کراکوف مي باشد منعقد  گرديده است.

A